به نام آنکه عشق را آفرید
خدایا …! خیلی وقته بغض گلوموگرفته! برای نبودنت گلایه نمیکنم چون تا نبودنت نباشد لذت بودنت احساس نمیشه
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ،
نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ،
و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم
تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند
و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام
فضای دلـم را پر می کنی
و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد !
خیلی سخته
که بعدازرفتنش هنوزم باتمام وجوددوسش داشته باشی
اماوقتی کسی میاددلداریت بده...
بهش میگی فراموشش کردم!
میگی دیگه برام مهم نیست!!!
تواین لحظه بزرگترین سوتی اینه که
بغضت بشکنه وزارزارگریه کنی!!!
اون وقته که همه می فهمن هنوزم تموم دنیاته...نمی دانم چگونه با تو باشم نمی دانم چگونه ساده باشم
نمی دانم قبولم میکنی یا نه نمی دانم نگاهم می کنی یا نه
نمی دانم در این دنیای پر رنگ کسی هم رنگ ما هست یا نه
نمی دانم پس از مرگم کسی بر قبرم می گرید
نمی دانم پس از غمها چرا باز غم می آید
نمی دانم گناه کرده ام چیست نمی دانم جواب این سئوال با کیست
نمی دانم چرا هر شب می نویسم نمی دانم برای کی می نویسم
نمی دانم چرا تنهای نمی دانم چرا این شعر را می سرایم
Design By : RoozGozar.com |